X
تبلیغات
رایتل
الهه و چراغ جادو
 


 
 

الهه و چراغ جادو

   
 

 

   
پیوندتان مبارک

 

این مدتی که گذشت من قرار نامزدی با یکی بستم . حلقه انگشت هم کردیم . جشن دو نفره گرفتیم . در باره مهریه مون حرف زدیم . اسم بچه مونو انتخاب کردیم . رنگ اتاقامون . جای خونمون . اسمی که میخوایم مامان بابای همو صدا بزنیم . با هم برای مسئله ای دانشگاه من رفتیم . زیتون رفتیم . شلوارم هی از پام میوفتاد . خواست برام کمربند بخره . کمربنده هیجده تومن بود . گفتم من کل کل ام کنن از اینجا کمربند نمی خوام شلوار من خودش چهارده تومنه! ساحلی رفتیم . روی سنگفرشای اونجا با کفش پاشنه تیزم راه می رفتیم و اون همش مراقب بود نیوفتم . خوشم میومد که مواظبمه . حس خوشبختی تا عمق وجودمو پر کرده بود . طبقه دوم نخلستان رفته بودیم . دود همه جا رو گرفته بود کم مونده بود شمع روشن کنیم . مثل یه جنتلمن صندلی برام کشید عقب . خیلی مسخره بازی در میاوردیم و پیتزا دهن هم میگذاشتیم . توی یه بطری دلستر خوردیم . وقتی راه می رفتیم من که مثل همیشه حواسم به اطرافمون نبود ولی مرتضی می گفت همه دخترا با تعجب بهمون نگاه می کنند . من حس نمی کردم اون چیزی جز نامزدم باشه . با هم سوپرمارکت می رفتیم و من بدون اینکه خجالت بکشم هر چی می خواستم بهش می گفتم بگیره . هر قد دلم می خواست می بوسیدمش . دستشو می گرفتم و برام مهم نبود کسی ببینه یا نبینه . ولی هر کار کردیم خانواده اش با ازدواجمون موافقت نکردند . گفتند یا ما رو انتخاب کن یا اونو و قید ما رو بزن . غذا نمی خورد . به در مشت زد که دره شکست . بغض داشت . گفت تا آخر عمرش دیگه ازدواج نمی کنه . چند روز اینقد گریه کردم که الان زیر چشمم پف کرده . من می تونم صبر کنم سی سالش بشه و بعد کسی جرات نکنه به خودش حق بده تو زندگی ما دخالت کنه ولی میترسم پسر زیبایی مثل اون نخواد با دختر سی و سه ساله ای مثل من ازدواج کنه . هنوز حلقه ام دستمه . گفتم می کشمت بخوای درش بیاری . از دوران دبیرستان پول تو جیبی از باباش نگرفته ولی حالا می خواد یه کار مناسب پیدا کنه و همیشه پیشم باشه ... همیشه پیشش باشم... 

02:52 ب.ظ | الهه | چی تو مغزت داره وول میخوره [2]
 

 
آخرین یادداشت ها
غمی نداری بزی بخر
اخبار
گاهی گمان نمیکنی که میشود اما میشود
نمی خوام نمیام
تعبیر حاملگی من
چهارشنبه سوری در وقت اضافه
خورشید و کوه و رودخونه
فلکه یا.را.نه ها
ضامن
کلاغ پر گنجشک روی بوم پر
پیوندتان مبارک
پدیده ای به نام داربی
یه کاری که هیچوقت تصمیمشو نگرفتم
[ بدون عنوان ]
عقده ی پیشنهاد نوشتن


آرشیو
آبان 1391
مرداد 1391
مهر 1390
تیر 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387


موضوع بندی
لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
آموزش زبان کره/ jang geun suk 4 ever
باحالترین وبلاگ کره برنا
mp3 jang geun suk
پیشگویی
آرام
مهشید
داستانهای ماهک
لیا
نارسیس

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
62848

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com