X
تبلیغات
رایتل
الهه و چراغ جادو
 


 
 

الهه و چراغ جادو

   
 

 

   
آمپول صدقه ای برای دراکولا


اگر هوس دیدن دراکولا کردید جای دوری نروید زیرا خداوند دل بنده های خود را نمیشکند! اصولا آدمیزاد وقتی آرزوی چیزی را در سر میپروراند گرچه بعید ولی ممکن است در دنیای واقعی به آن برسد . همانند تخیلات عجیبی همچون گذر از دیوار زمان  . و اینک من درآکولا شده ام! یکشنبه شب از خواب بیدار شدم و احساس نمودم بسیار گرمم است و لباسم را در آوردم . و احساس کردم نیاز دارم توی خیابان چرخیده ، انسانی را شکار کرده و گردنش را بجوم . ولی اکّ هی! خون او حلال جانش شد و من روانه دستشویی شده و استفراغی بس شدید نمودم و چندان به مویرگهای سرم فشار آمد که از دماغ دراکولایی ام خون روان شد(به راستی یکشنبه شب احیانا شب چهارده ماه قمری نمیباشد؟ بروم نگاه تقویم کنم؟!). صبح که از خواب برخواستم و چهره خود را در آینه مشاهده نمودم به اصالت حس دراکولایی ام ایمان آوردم زیرا یکی از چشمانم چون کاسه خون بود . البته کاسه که نمیشود گفت! در واقع نعلبکی خون بود زیرا تنها نصف سفیدی چشم مرا لکه خونی فرا گرفته بود . خوشبختانه فقط مویرگهای همین دو ناحیه آسیب دید و در مشاعرم اثری ... سیلااااااااااااااااام . خی خی خی ... نگذاشته است .  باری خود چندان وحشتزده نشدم ولی انسانهای دیگر بسیار شوکه میگشتند (چقدر انسانها دراکولا ندید بدید هستند)  به گونه ای که قبل از ملاقات با دوستان به آنها sms داده و آماده سازی روانیشان می نمودم .

آدمیزادی که شما باشید تا پنج شنبه با وجود آنفلانزای فیل کش و صدای جگر خراش به دکتر رجوع نکردم از آن رو که میترسیدم او متوجه این نوع  پیشرفته دراکولا شود . زیرا تا آنجا که اطلاع دارم ورژن های قبلی به نور مقاوم دائمی نیستند و برعکس بسیار از این صدای خود لذت برده و بسی احساس قلدری میکردم به گونه ایی که وقتی کارگری به من گفت از اینجا رد نشو مگر ربان خطر را ندیده ای؟ دلم میخواست به او بگویم اگر میبینی چشم من کاسه خون شده ، در عوضش چشم طرف از کاسه درآمده ! ولی برای ادامه مسیر  یک چشم غره او را بس بود و ابهت نگاهم او را فرا گرفت . ولی پنج شنبه چشمانم بسیار اشک ریزان شد و چرک آمد (عجب پست تمیزی! استفراغ، چرک!) و من روانه بیمارستان گشتم .

وقتی فیش واریزی را به پذیرش تقدیم نمودم ، فرمودند برو داروها را بگیر و بیا که آمپول منتظر است . به آقای دکتر نظری افکندم و با لبخندی که با قورت دادن تفی همراه شد جواب دادم متشکرم ! راجع به آن فکر میکنم بعدا میآیم! دیری نپایید که به همراه الهام پس از  دیدن تعزیه اربعین حسینی و گشتن در بازار و انداختن صدقه برآن شدیم که مراسم آمپول زنی را به سرانجامی رسانیم . پرستار خانمی آمپول را از نیام برکشید و آماده حمله شد که خواهر به داد رسید و از او خواست آمپول را به دست من دهد . زیرا او به خوبی میدانست که من کار پرستارها را چندان قبول ندارم . همین که ضربه آرامی به دیواره مدرج آن زدم سر آن که بسیار شل نصب نموده بود درصدد افتادن برآمد! که خواهر ناخودآگاه فرمودند ای وای این که درست نصب نشده! که به خانم پرستار بسیار برخورد و آمپول را از دستان من قاپید و گفت بده ببینم و تا آخر بداخلاق باقی ماند . الهام به او گفت حالا عصبانی نباشی بزنی خواهرم را درد آوری . او گفت من کار خود را بلدم . ایضا آن حس قلدری در من جوانه زد که بگویم اگر کار خود را بلد بودی سر آمپول را درست نصب میکردی . خواهرم میگوید خواست خدا بود  و اثر رفع بلای صدقه که آمپول در دستان من تست شد وگرنه من می ماندم و یک آمپول جا مانده در کان مبارک

 

حدیث امروز:

به خدا پناه آورید از اینکه ستم کنید یا ستم کسی را تحمل کنید (حضرت محمد)

پیشنهاد امروز:

یکی از لباسهای کسی را که دوست میدارید از او بگیرید و به یادش به تن کنید (البته خانم ها میتونن این کارو کنند برا آقایون عیبیه!)


07:49 ب.ظ | الهه | چی تو مغزت داره وول میخوره [26]
 

 
آخرین یادداشت ها
غمی نداری بزی بخر
اخبار
گاهی گمان نمیکنی که میشود اما میشود
نمی خوام نمیام
تعبیر حاملگی من
چهارشنبه سوری در وقت اضافه
خورشید و کوه و رودخونه
فلکه یا.را.نه ها
ضامن
کلاغ پر گنجشک روی بوم پر
پیوندتان مبارک
پدیده ای به نام داربی
یه کاری که هیچوقت تصمیمشو نگرفتم
[ بدون عنوان ]
عقده ی پیشنهاد نوشتن


آرشیو
آبان 1391
مرداد 1391
مهر 1390
تیر 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387


موضوع بندی
لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
آموزش زبان کره/ jang geun suk 4 ever
باحالترین وبلاگ کره برنا
mp3 jang geun suk
پیشگویی
آرام
مهشید
داستانهای ماهک
لیا
نارسیس

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
62848

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com