X
تبلیغات
رایتل
الهه و چراغ جادو
 


 
 

الهه و چراغ جادو

   
 

 

   
چراغ جادوی من

این روزا آمار فول های من فجیع زیاد شده .  یعنی همیشه زیاد بودآ ولی نه دیگه این قد! مثلا وقتی دانشجو بودم توی اورژانس مامایی یکی اومده بود نمیذاشت معاینه بشه . پرده دور تختش کشیده بودیم که پسرای اینترن (پزشکی) نبینن . با سلام و صلوات اجازه داد ولی وسطای کار جیغ کشید نذاشت . گفتم تا اینجا تو رفته بذار تا تهش بکنه دیگه . یهو سکوت شد بعدش از پسر و دختر همه زدن زیر خنده . امروز توی کلاس سفره آرایی یکی از دخترا داشت پیچیدن سمبوسه یادم میداد . گفت آخر سر این تیکه رو میکنی اینجا . گفتم خوب بکنش . هیچ عکس العملی نداد . اخمامو تو هم کردم گفتم خوب بـُـــــکـنش دیگــــــــــــــــــــه . واااااااااای کلاس پیچید طرف ما  . یا چند روز پیش لبمو مث نینی لوسا اوردم جلو گفتم مامانم شیرمو ماس کرده . (آخه من صبح ها دوس دارم شیر که یکمی نسکافه توش باشه بخورم . بیدار شدم تا مامان ازش ماست درست کرده ) . چرا من اول حرف میزنم بعدش دو زاری ام میوفته ؟

آدما به هیچی راضی نمیشن .    من   ..  گونه  ..  نمیخوام   ..  اینقد که بقیه دوس دارن و میرن می کارن من ازش خوشم نمیاد . یعنی چی وقتی میخندی دوتا تپلی رو صورتت بیاد بالا . یا وقتی عکس میگیری اگه از بغل باشه قشنگ همچین میرینه تو عکس (مث اون عکس فارغ تحصیلی ام هست آ ...)

بعد از تاسوعا عاشورا تست صدا دارم . صدام که نینیهه اخلاقمم خیلی لوسه . وقتی مریض میشم گریه میکنم (دیدین بچه هایی که مریض میشن الکی هی گریه میکنن؟) و امروز یه چیز دیگه از خودم کشف کردم . بهار وقتی کوچولوتر بود (یکی دو سالش بود) الهام رفت عکاسی و اونو پیش ما گذاشت . بهار اولش خیلی گریه کرد بعدش اینقد روی مبل عربی یه وری نشست و روشو از ما گرفت (آخه بغلش کرده بودیم که طرف مامانش نره) تا اینکه خواب رفت . اینقد طفلی بوووووووووووووووود . خیلی عجیب وقتی شب الهام برگشت بهار محللللللل مامانش هم نذاشت . جوجه ها هم قهر بلدنا نه؟  حالا شده قضیه امشب من . قهر که نه ولی یه بغضی تو گلومه . از این بغض لوسا که دلیلش لوس تره ها . از همونا !

کوچولوی 1)  پس از پرتاپ کفش یک خبرنگار عراقی به سمت بوش صدا وسیما از صبر وبردباری خبرنگاران ایرانی هنگام سخنرانی احمدی نژاد تشکر کرد

کوچولوی 2) عزیزی جان با هیجان و افتخار بهم میگه فلانی آدرستو میخواس دادمش  . حالا همیــــــــن فلانی شونصد بار با هزاران ترفند بحث رو به وبم میرسوند و من خودمو به نفهمی میزدم  . پست بعدیا درباره اش میگم 

 

  

 

حدیث امروز :

آخر هر چیزی خوب میشه . اگه خوب نشد بدون هنوز آخرش نشده (چارلی چاپلین)

پیشنهاد امروز:

فکر کن چه کاری هست که همیشه آرزوشو داری . کشیدن نقاشی غروب با مداد رنگی کنار ساحل ؟ درست کردن یه غذای اختراعی ؟ یا حتی مانیکور کردن ناخن انگشت کوچیکه!  

 

01:20 ق.ظ | الهه | چی تو مغزت داره وول میخوره [12]
 

 
آخرین یادداشت ها
غمی نداری بزی بخر
اخبار
گاهی گمان نمیکنی که میشود اما میشود
نمی خوام نمیام
تعبیر حاملگی من
چهارشنبه سوری در وقت اضافه
خورشید و کوه و رودخونه
فلکه یا.را.نه ها
ضامن
کلاغ پر گنجشک روی بوم پر
پیوندتان مبارک
پدیده ای به نام داربی
یه کاری که هیچوقت تصمیمشو نگرفتم
[ بدون عنوان ]
عقده ی پیشنهاد نوشتن


آرشیو
آبان 1391
مرداد 1391
مهر 1390
تیر 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387


موضوع بندی
لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
آموزش زبان کره/ jang geun suk 4 ever
باحالترین وبلاگ کره برنا
mp3 jang geun suk
پیشگویی
آرام
مهشید
داستانهای ماهک
لیا
نارسیس

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
62848

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com